شنتیا جان ، گل پسر قشنگم
امروز اومدم تا بهت بگم خیلی دوست دارم.این عشق و احساسی که با وجود تو تجربه کرده ام رو هیچ وقت حس نکرده بودم.حس زیبای مادری،که با هیچ چیز توی دنیا عوضش نمی کنم.
صدای خندینت قشنگ ترین نغمه اییه که شنیدم.
وقتی می شینی و با اون دستای ناز و کوچولوت دست می زنی انگار خدا تمام شادیهای دنیا رو برای من قرار داده.
عسلکم تو این مدت که برات ننوشتم خیلی شیرینتر شدی.دیگه به اندازه ی آدم بزرگا یا حتی بیشتر متوجه اطرافت می شی.
تو هر روز بزرگ و بزرگتر میشی و من در وجود تو کوچک میشم.
وقتی بهت شیر می دم خودمو خیلی به خدا نزدیکتر احساس می کنم،به همین دلیل سعی می کنم همیشه با وضو شیرت بدم.
شنتیای قشنگم وقتی تو یه کار جدید انجام می دی حس میکنم تمام رویاهام به حقیقت پیوسته.
گل من 24/8 هفتمین ماهگرد تولدت رو گرفتیم.آتلیه هم رفتیم.

برای هشتمین ماهگرد تولدت چون دقیقـاً مصادف بود با روز تاسوعای امام حسین(ع) جشن نگرفتیم.
ملوسکم پارسال این موقع که حامله بودم نیت کردم سال دیگه بهت لباس حضرت علی اصغر(ع) بپوشونم و با هم دیگه توی همایش شیرخوارگان حسینی شرکت کنیم و امسال خدا را صد هزار مرتبه شکر به حاجتم رسیدم،ببین چه قدر ماه شدی.

زندگی مامان ،دیگه هیچ وسیله ای توی خونه از دست تو در امان نیست.فکر کنم کم کم باید همه چیزو به سقف آویزون کنیم.مثلاً مشاهده کن به چه نحوی می ری سر تلفن.

هربلندی رو هم که می بینی به سرعت تصمیم به فتحش می گیری و روز به روز تعداد فتوحاتت بیشتر می شه.


راستی اینو هم بگم که الان شش تا دندون مث مروارید تو دهنت می درخشه.
عشق من چند وقت پیش یه لباس خریدیم برای دختر یکی از همکارای بابایی .اول اونو به تو پوشوندیم ببین چه جیگری شدی.

29/9 تولد بابایی بود .چه لذتی داشت وقتی من و تو با هم رفتیم و براش کادو خریدیم.یه لباس از طرف تو ،یه شلوارم از طرف من.
شنتیای من همین حا با هم دیگه با تمام وجود از بابایی مهربون به خاطر تمام محبتاش تشکر می کنیم که توی این 8 ماه گذشته نذاشته آب تو دل ما تکون بخوره و همیشه هوامون رو داشته و هیچ وقت شکایتی نکرده.
خدایا به خاطر همه ی خوبی هات ازت تشکر می کنم و ازت می خوام شیرینی طعم این لحظاتو به هرکی آرزوشو داره بچشونی.

من و شنتیا این گل رو تقدیم می کنیم به تمام خاله های مهربونی که همیشه به ماسر میزنن و با این که من فعلاً خیلی وقت نمی کنم محبتاشونو جبران کنم با نظرات پر مهرشون من رو شرمنده ی خودشون می کنن.